خرید بک لینک
موضوع :نویسنده ماماني تاریخ ارسال سه شنبه 16 خرداد 1396 در ساعت 16:09سلام.خوشگل مامانامروز نه ماهه شدیمرکز بهداشت رفتیم.وزنت 8350بود.قدتم74و دور سرم45.متاسفانه وزنت از دو ماه قبل کمتر شده بود.نزولی شده بود.قراره دوباره دو هفته دیگه بریم مراقبت ویژه.اما مهمترین اتفاقات نه ماهیغلت زدنت عالی شدهخوابیدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 15:02

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:19

موضوع : امیرعلی مامان
نویسنده ماماني تاریخ ارسال دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 در ساعت 17:34

عشق کوچولوی من تو اولین روز از ماه نهم همش منو صدا میزنه.قربون مامان گفتنت بشم من

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:19

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:46

موضوع : امیرعلی مامان
نویسنده ماماني تاریخ ارسال پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 در ساعت 16:29

دست راستتو ثابت نگه میداری و دست چپتو بهش میزنی

هورا

دس میزنی صدادار

اولین عروسیتو رفتی

تا وارد تالار شدیم ترسیدی و تا مدتی گریه می کردی

بعد خوشت اومد

یه تایم نیم ساعته هم خوابیدی

دوستت دارم.بوووس

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:46

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: يکشنبه 13 فروردين 1396 ساعت: 5:50

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: جمعه 4 فروردين 1396 ساعت: 6:07

موضوع : نویسنده ماماني تاریخ ارسال سه شنبه 17 اسفند 1395 در ساعت 0:42خوشگلم 4سال4ماه داری.گلم به کوچولو سرما خوردی.پنجشنبه به کم گوشت درد گرفت.پرون دادم خوب شدی.شبش خونه بابابزرگ خوابیدی و صبحش رفتیم باغما هم یک رسیدیم.نهار خوردیم خوش گذشت.حسابی آتیش سوزوندن و چایی آتیش خوردیمخاله سمیه همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 18:33

موضوع : نویسنده ماماني تاریخ ارسال پنجشنبه 12 اسفند 1395 در ساعت 20:16سلامبالاخره بابابزرگ و مامانی برگشتن.از دیروز تا الان گل پسرا اونجان.شبم اونجا خوابیدن.امرروز امیرعلی جان برای اولین بار رفت بیرون و نهار مهمون مامانی بودیم تو باغ.خیلی خوش گذشتخاله سمیه هم بودامیرحسین موقع برگشت بازم رفت خونه بابابزرگالان امیسرمحمدم هلاک خوابه و خوابیدهیه کوچولو هم سرماخورده.دوستون دارمبوووووووووووووووس ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 1:32

موضوع :
نویسنده ماماني تاریخ ارسال شنبه 7 اسفند 1395 در ساعت 22:48

سلام گل پسرم امیرعلی جان.دومین کوتاهی موت رو مامان جون انجام داد.خیلی بلند بودن و با دست و قیچی بهشون صفا دادم.بعدم به همراه داداشیا حموم رفتین.لپات زده بیرون و باب دل امیرمحمد.همش می کشدشون.بوووووووووس

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: يکشنبه 8 اسفند 1395 ساعت: 23:34

موضوع :
نویسنده ماماني تاریخ ارسال يکشنبه 8 اسفند 1395 در ساعت 15:08

امیرمحمد سفارش دو تا بلوز مشکی هیاتی هم به مامانی داده.طفلک مامانم گفت.چشم

عاشقتم مامان جونم.خیلی دوستون دارم.بووووووووووس

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: يکشنبه 8 اسفند 1395 ساعت: 23:34

موضوع :
نویسنده ماماني تاریخ ارسال دوشنبه 20 دی 1395 در ساعت 17:14

امیرعلی جانم چهار ماه و چهار روز داری گلم.

امروز خاله سمانه و مامانی و سیده زهرا اومدن خونمون.

موقع رفتن امیرمحمد آروم تو گوشم میگه مامان اجازه میدی منم باهاشون برم

و اینطوری شد که دو تا داداش بزرگی هم الان خونه بابابزرگ.

دوستون دارم

بوووس

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: سه شنبه 12 بهمن 1395 ساعت: 4:52

موضوع :نویسنده ماماني تاریخ ارسال دوشنبه 4 بهمن 1395 در ساعت 11:17 امیرمحمدخوشگلم.سلام مامانی عزیزم ی کم تبت بالا بود و گونه هات گل انداخته بود شب بعدمنصفه شبی بیدار شدی و گوشت درد داشت.شربت نخوردی آخرش قرص استامينوفن بهت دادن و حوله گرم گذاشتم تا خوابیدی بردیم پیش دکتر شیخی و آسپرین و قرص داده بهت که نمیخوریشون. برات آزمایش چربی و نیرویی و آزمایشات کلی نوشت. الان با بابا رفتی و زنگ زدی گفتی مامان آزمایش دادم قربون پسر گل و مهربونم بشم خیلیهایشان دوست دارم عاشقتم مامانی.بوووووس ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: سه شنبه 12 بهمن 1395 ساعت: 4:52

برچسب: نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 17:15

برچسب: ؟؟؟؟زوجك والخادمة؟؟؟؟,؟؟؟؟كيف استغفر بنية الزواج,؟؟؟احبك من يقولها بصدق؟؟؟؟, نویسنده: نیکا ایمانی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 1:15

صفحه بندی