اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 15:02
موضوع :نویسنده ماماني تاریخ ارسال سه شنبه 16 خرداد 1396 در ساعت 16:09سلام.خوشگل مامانامروز نه ماهه شدیمرکز بهداشت رفتیم.وزنت 8350بود.قدتم74و دور سرم45.متاسفانه وزنت از دو ماه قبل کمتر شده بود.نزولی شده بود.قراره دوباره دو هفته دیگه بریم مراقبت ویژه.اما مهمترین اتفاقات نه ماهیغلت زدنت عالی شدهخوابیده
9سال و 8ماه و 7 روزه که ازدواج کردیم - تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 13:19
[unable to retrieve full-text content]
ماما - تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 13:19
موضوع : امیرعلی ماماننویسنده ماماني تاریخ ارسال دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 در ساعت 17:34عشق کوچولوی من تو اولین روز از ماه نهم همش منو صدا میزنه.قربون مامان گفتنت بشم منLet's block ads! (Why?)
اولین باری که به زیارت بی بی زینب خاتون رفتی هفت ماه و بیست روز - تاریخ: 1396/2/10 ساعت: 19:46
[unable to retrieve full-text content]
دس دسی - تاریخ: 1396/2/10 ساعت: 19:46
موضوع : امیرعلی ماماننویسنده ماماني تاریخ ارسال پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 در ساعت 16:29دست راستتو ثابت نگه میداری و دست چپتو بهش میزنیهورادس میزنی صداداراولین عروسیتو رفتیتا وارد تالار شدیم ترسیدی و تا مدتی گریه می کردیبعد خوشت اومدیه تایم نیم ساعته هم خوابیدیدوستت دارم.بوووسLet's block ads! (Why?)
امیرعلی خوشگلم 200روزه شد - تاریخ: 1396/1/13 ساعت: 5:50
[unable to retrieve full-text content]
عیدتون مبارک گل پسرای مامان - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 6:07
[unable to retrieve full-text content]
چهار سال و چهار ماهیت مبارک امیرمحمد جان - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 18:33
موضوع : نویسنده ماماني تاریخ ارسال سه شنبه 17 اسفند 1395 در ساعت 0:42خوشگلم 4سال4ماه داری.گلم به کوچولو سرما خوردی.پنجشنبه به کم گوشت درد گرفت.پرون دادم خوب شدی.شبش خونه بابابزرگ خوابیدی و صبحش رفتیم باغما هم یک رسیدیم.نهار خوردیم خوش گذشت.حسابی آتیش سوزوندن و چایی آتیش خوردیمخاله سمیه هم
5 ماه و 26 روزگی امیرعلی جان - تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 1:32
موضوع : نویسنده ماماني تاریخ ارسال پنجشنبه 12 اسفند 1395 در ساعت 20:16سلامبالاخره بابابزرگ و مامانی برگشتن.از دیروز تا الان گل پسرا اونجان.شبم اونجا خوابیدن.امرروز امیرعلی جان برای اولین بار رفت بیرون و نهار مهمون مامانی بودیم تو باغ.خیلی خوش گذشتخاله سمیه هم بودامیرحسین موقع برگشت بازم رفت خونه باب...
دومین کوتاهی مو - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 23:34
موضوع : نویسنده ماماني تاریخ ارسال شنبه 7 اسفند 1395 در ساعت 22:48سلام گل پسرم امیرعلی جان.دومین کوتاهی موت رو مامان جون انجام داد.خیلی بلند بودن و با دست و قیچی بهشون صفا دادم.بعدم به همراه داداشیا حموم رفتین.لپات زده بیرون و باب دل امیرمحمد.همش می کشدشون.بوووووووووسLet's block ads! (Why?)
بلوز مشکی هیاتی - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 23:34
موضوع : نویسنده ماماني تاریخ ارسال يکشنبه 8 اسفند 1395 در ساعت 15:08امیرمحمد سفارش دو تا بلوز مشکی هیاتی هم به مامانی داده.طفلک مامانم گفت.چشمعاشقتم مامان جونم.خیلی دوستون دارم.بووووووووووسLet's block ads! (Why?)
چهار ماه و چهار روزگی عشقم - تاریخ: 1395/11/12 ساعت: 4:52
موضوع :نویسنده ماماني تاریخ ارسال دوشنبه 20 دی 1395 در ساعت 17:14 امیرعلی جانم چهار ماه و چهار روز داری گلم. امروز خاله سمانه و مامانی و سیده زهرا اومدن خونمون. موقع رفتن امیرمحمد آروم تو گوشم میگه مامان اجازه میدی منم باهاشون برم و اینطوری شد که دو تا داداش بزرگی هم الان خونه بابابزرگ. دوستون دارم ...
آزمایش خون امیر محمد عزیزم - تاریخ: 1395/11/12 ساعت: 4:52
موضوع :نویسنده ماماني تاریخ ارسال دوشنبه 4 بهمن 1395 در ساعت 11:17 امیرمحمدخوشگلم.سلام مامانی عزیزم ی کم تبت بالا بود و گونه هات گل انداخته بود شب بعدمنصفه شبی بیدار شدی و گوشت درد داشت.شربت نخوردی آخرش قرص استامينوفن بهت دادن و حوله گرم گذاشتم تا خوابیدی بردیم پیش دکتر شیخی و آسپرین و قرص داده بهت ...
چهارماهگیت مبارک امیرعلی جان - تاریخ: 1395/10/17 ساعت: 17:15
[unable to retrieve full-text content]
؟؟ - تاریخ: 1395/10/4 ساعت: 1:15
[unable to retrieve full-text content]
اولین یلدا - تاریخ: 1395/10/4 ساعت: 1:14
[unable to retrieve full-text content]
سه ماه و سه روزگی امیرعلی جانم - تاریخ: 1395/9/19 ساعت: 8:16
موضوع :نویسنده ماماني تاریخ ارسال جمعه 19 آذر 1395 در ساعت 1:01 سلام پسرای گلم.امروز امیرعلی جان سه ماه و سه روزشه.از ساعت دو تا هشت و نیم با هم بودیم.اولین شبی بود که تنها بودیم. بقیه رفته بودن م. برای اولین بارم خیلی بالا اوردی.کل لباسات و لباسای منو خیس کردی داشتی قطره اد میخوردی الانم امیرمحمد ه...
تب - تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 5:39
موضوع :نویسنده ماماني تاریخ ارسال دوشنبه 15 آذر 1395 در ساعت 2:17 امیرعلی جان تب کردی37.6 که باید نیم اضافه کنم و ناله میکنی سر شب بهت استامینوفن دادم خوب شدی الان دو و ربع نصفه شبه.امیرحسین و امیر محمد تو هال افتادن با دستگاه بخور تو اینجا.تو بغلم خوبی میذارم ناله و سرتو چپ و راست میکنی.نکنه گوشت د...
برف - تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 0:39
[unable to retrieve full-text content]

برچسب‌های مرتبط

؟؟؟؟زوجك والخادمة؟؟؟؟ | ؟؟؟؟كيف استغفر بنية الزواج | ؟؟؟احبك من يقولها بصدق؟؟؟؟ | اولین یلدای پسرم | اولین یلدای دخترم | اولین یلدا | سه ماه و ده روز طلاق | سه ماه و نیم بارداری | سه ماه و ده روز عده | تبدیل تاریخ